محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

309

آثار عجم ( فارسى )

خلاصه پيش از اين مرقوم شد كه در عمارت صد ستون و غيره در تخت جمشيد ، حيوانى است مهيب ، معدوم الخلقه « 1 » ؛ بعض جاها ، سر آن چون سر شير است ؛ بعض جاها ، سرش مانند سر گاو ؛ بعض جاها ، سرى همچون سر مرغ دارد ؛ و تفصيل هيكل و تركيب اعضاى آن نيز مسطور آمد و ما نقشهء آن حيوان را در حالتى كه سرش چون سر گاو و يا مرغ باشد ، در ورقهء آتيه - كه نقشه‌هاى متفرّقه در آن است - مىنگاريم و در اينجا صورت آن را در حالتى كه سرش چون سر شير است و پادشاهى كه با آن در جدال است ، مىكشيم و اين صورت در 2 درب شرقى عمارت صد ستون مذكور است و صورت اين حيوان و مجادلهء پادشاه با آن ، هر جا نقش شده ؛ در مقابل نيز همين صورت است به قرينه و بعينه ؛ اين نقشه كشيده شد به نمرهء 22 . [ رك ص 397 همين كتاب ] [ 177 f ] سابقا مذكور داشتيم كه در هر يك از چهار سمت عمارت صد ستون ، دو در است و بيان صورتهايى كه در دربهاى شرقى و غربى آن عمارت است ، شد ؛ كه جدال پادشاه به حيوان عجيب ، مذكور شد . اكنون بيانى از اشكال درهاى سمت جنوب و شمال آنجا را نمائيم : [ اشكال كاخ صد ستون ] : اشكالى كه در درگاه جنوبى عمارت مذكور است صورت پادشاهى است بر روى صندلى نشسته ، عصايى به دست دارد و زير دو پا ، چهار پايهء كوچكى است كه آن را براى استراحت پانهاده و يك نفر آدم ، پشت سر پادشاه ايستاده و به دست راست ، اسباب مگس‌پران بالاى سر آن دارد و صورت آن پادشاه را در حالتى كه روى صندلى نشسته با آن نوكر ، چنين نموده‌اند كه به روى تخت باشند و آن تخت ، چهار پايه دارد و 3 رسته آدم كه هر رسته چهار نفرند ، به قطار در زير آن تخت ايستاده‌اند و دستها را بلند كرده ؛ مثل اينكه تخت پادشاه را بر روى دست داشته باشند و به مقدار يك ذرع بالاتر از سر پادشاه ، صورتى است كه مشترك است ميان انسان و طاير ؛ تاجى بر سر دارد ؛ لباس آستين گشادى دربر ؛ دست راست را بلند نموده و در دست چپ ، حلقه‌اى دارد مثل حلقهء معاهدهء مذكور در اوايل كتاب ؛ و به جاى كمر و پاى آن ، چند پر مثل دمبال مرغ است و تنهء خود را از درون حلقه‌اى دايره مانند بيرون آورده و دو بال منبسط و گشاده دارد كه گويا در پرواز باشد .

--> ( 1 ) . معنى آن مذكور گرديد .